این جا کجاست
این شهر شلوغ پر هراس
سرریز از ریز درشت
از ماشین از آدم ها
این جا
پیش از این بوده است
در نقشه جغرافیا
یا نا کجا آبادی است بی نام نشان
بیگانه
نا آشنا و خسته ام
این جا درختان لاغر خشکیده اند
برگ ها زرد ساقه ها پوسیده اند
ابر و باد مه خورشید فلک
ریزش زیبای باران را فراموش کرده اند
فصل پاییز هم راه خود گم کرده است
راستی ناودان ها را چه شد
نم نم باران صدای آب
زندگی عشق
رویش را چه شد
من چرا اینجا گرفتار آمدم
ماندن چرا
در جای خود حیران سر گردان چرا
قفل ها را یک به یک باید شکست
زنجیر ها را همچنین
باید بجویم یار خود همراه خود
تا راه خود پیدا کنم
تا زود تر راهی شوم
تا صبح باید صبر کرد
-----------------------
آبان 1388
