تبليغاتX
دارنگون

این جا کجاست

این کویر خشک

این غوغای آهن های تیره

در خیابان های ناهنجار

این همه آدم

غریبه

در شتاب

من نمی دانم که این ها از کجا آمده اند

به کدامین سو

 دارند می روند

من کجا و این شتاب پر هراس

من کجا و التهاب بی سر انجام

من چه می خواهم

هیچ هیچ

شاید جرعه ای شوق

روی سقف آسمان رقصیدن

لحظه ای بالا پریدن

رقتن بالاي آن سر شاخه هاي سبز

دیدن گنجشک ها در حال پرواز

یا پریدن های آنها روی دیوار

روی نارنج پر از برگ و شکوفه

یا تماشای پرستوهای شاد

یا صدای بلبل عاشق

که می آید صدایش دایما

از خانه همسایه مان

من چه می خواهم

جاده را بار دگر در ذهن خود می آورم

پیچ و خم هایش میان دشت

این نگاه من

 تا کجا ها می رود

تابلنداي زمين آسمان

من از کجا آمده ام در این کویر

من غریبم

آشنایی هست آيا

 تا نشانی را دهد از آبی دریا

و کوههای بلند و پر درخت

دشت های خيس باران خورده این سرزمین

آیا کسی می شنود فرياد من را

--------------------------

تهران ۱۶/۱/۱۳۸۸

 

+ نوشته شده توسط روزانه در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 و ساعت 11:20 |