در کوچه صنوبرها
همه جا رنگین همه جا سبز
بهار غوغا کرده بود
کوچه صنوبر ها آنطرف پشت آن دیوار
بی شتاب در سکوت وارد میشوم
آرام منتظر خیره به جوانه ها
نگاهم در چشمان سیاهش گره میخورد
لبخندی به عمق دریا ها در نگاهش پیدا میشود
من در نگاه او ثابت
آسمان روشن در کناره ها ابر
مانده از ریزش شب قبل
زمین خیس عطر خاک سرشار
دستانش گرم نگاهش پرامید
آیا این تولدی دیگر است؟
یا اینجا روزگاری دیگر است؟
با رنگ سبز زمین در حضور بهار
به اوج میرسم
دل ها با نسیم
چشم ها در قاب شکوفه های هلو
و جوانه های درختان عاشق
دنیا اینجاست
فاصله بین این دو کوه که آب از ان جاری است
با آن طرف کوه مرا کاری نیست
جا پای من همین جاست
بین همین درختان روی همین خاک خیس
آخر همین دشت
نزدیک شیب ان کوه
بوی بهار همه جا سرریز
اتاق پنجره ایوان
لبریز از شکوفه از عشق
از سادگی از بوی خاک
---------
بهار 86

